سيد محمد دامادى
283
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
كُفْر ؛ خلاف ايمان است تا ايمان را چگونه تفسير كنند ، اگر بگوييم كه ايمان ، بر زبان آوردن شهادتين ( أشهد أن لا إله الّا اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه ) است ، كفر ، ناگفتن آن خواهد بود و اگر ايمان را عبارت از معرفت خدا و اعتقاد به نبوّت پيمبر ( ص ) و معاد بگيريم ، كفر ، اعتقاد نداشتن ، بدين امور است و اگر مجموع اعتقاد و شهادت و اداء اعمال دينى باشد با عدم هر يك از اين سه امر ، كفر حاصل است . رجوع شود به : كشّاف اصطلاحات الفنون در ذيل : كفر . كفر ؛ ناسپاسى كردن ( منتهى الإرب ) ، انكار كردن و پوشاندن نعمت خداوند را ( اقرب الموارد ) ناگرويدن به خداى تعالى ، ضدّ ايمان آوردن . خلاف ايمان نزد هر طايفهيى ، خلاف دين ، مقابل ايمان ، بىاعتقادى به اسلام . از دينى به جز اسلام ، پيروى كردن : محال را نتوانم شنيد و هزل و دروغ * كه هزل گفتن ، كفر است در مسلمانى [ منجيك ] يك خر نخوانمت ، كه يكى كاروان خرى * گرد آخرت پر از عَلَف و كفر و زندقه [ سوزنى ] در نَمَطِ ثناى تو ، ذكرِ عدو چرا كنم * كفر بُوَد كه بر دلى ، نقشِ مسيح و خر كنى [ سيف اسفرنگ ] در كسوتِ كادَ الفَقرْ ، از كفر زده خيمه * در زير سواد الوجه از خلق نهان مانده [ ديوان عطّار ص 545 چاپ تفضلى ] « عين القضات ميانجى همدانى » [ مقتول 525 ه ق ] كفر را بر سه گونه شناخته است : 1 - كفر ظاهر ، يعنى كفر مصطلح كه عدم شهادت يا اعتقاد يا يكى از آنها و ترك عمل است . 2 - كفر نفس ، كه عبارت است از خودپرستى و تبعيّت هواى نفس . 3 - كفر قلب ، كه ظاهرا ، مراد وى ، التفات به غير حقّ است : اين سه نوع ، مترتّب بر يكديگر است بدين معنى كه تا به ايمان شرعى نگرايند ، از